١٥٠
رمز قبلی ✔️
رمز قبلی ✔️
داشتم به این دیوار کهنه و کثیف نگاه میکردم. انگار باقی مونده های چسب و لکه های دیوار، آثار مختلفی رو پدید آوردن (: مثلا سمت راستی یه زندونیه که چشم بند داره و داره به آسمون نگاه میکنه تا بفهمه روزه یا شب؟
سمت چپ یه آدمیه که داره سیگار میکشه. دود سیگار رفته بالاتر و پخش شده تو هوا.
پایین هم یه ابر بارونیه که بالای دریاچه تشکیل شده. شمام همین چیزارو میبینید؟

دیروز به قدری راه رفته بودم که وقتی رسیدم خونه حس میکردم پاهام بی حس شدن. بعدش اوقاتم باخواهر و کیوتچه گذشت که اومده بودن خونمون. و به محض اینکه تنها شدم، ینی ساعت هشت شب، خوابیدم تا شش صبح! بله ده ساعتِ تمام.
پنجره اتاق رو باز کردم. هوای سرد میپیچه تو اتاق. شاخه های عریانِ لیژورا اولین چیزیه که هر روز میبینم. درختی که فقط توی نور مهتاب رشد میکنه و موقع طلوع خورشید، روزنه هاشو میبنده. اگه شب زیر این درخت بشینی، تموم رویاهای فراموش شده تو بیاد میاری. حتی اونایی که از بچگی همراهت هستن و حالا فراموش کردی. خب. اینا چیزاییه که من میگم و هیچکدوم واقعیت علمی نداره. حتی اسمش رو خودم گذاشتم :)
برای بقیه خانواده عجیبه که انقدر به خواب علاقه دارم. ولی واقعا شما تصور کن: یه اتاق ساکت، دنج، آروم. پتو و بالشت نرم. فضای گرم و دل انگیز. چی لذت بخش تر از اینه که بخوابی؟ آقا اصن وقتی میخوابم و بیدار میشم، انگار باتریم شده ١٠٠%. بعدش میتونم چند ساعت مفیدترین ورژن خودم باشم. خلاصه که عاشق خوابیدنم. اصلا هم بابتش ناراحت نیستم ^^ بمن چه که شما به خواب کمتری نیاز دارید. با این حال یبار شب تا صبح و یبارم ظهر تا عصر میخوابم. روی هم رفته میشه حدودا ۱۰ ساعت. کوآلا که ٢٠ ساعت میخوابه چی پس ![]()
تو تنظیمات گوشی سرچ کنید Grayscale بعد فعالش کنید و از سیاه سفید بودن لذت ببرید (: حس کلاسیک طور داره
این چند روز خیلی مسائل پیش اومد. منو خواهر هردو یک جا بزرگ شدیم با یک تربیت و شرایط مشترک. اما از زمین تا آسمون باهم فرق داریم. من درتمام مدت عمرم، همیشه سختی کشیدم و کوتاه اومدم ولی دلم نیومد کسیو برنجونم. نهایتِ پرخاش من، نوشتن اینجا بوده. ولی دل شکستن کاریه که خواهر با من به دفعات انجام داده (: حتی میتونم بگم قدر مرد زندگیشو نمیدونه از بس زودرنج و فاقد درک و منطقه. ولی خب من هم کلی چیزای خوب دارم که بهش دلخوش کنم. آبی بمن گفت که از من خیلی راضیه و عاشق اخلاقمه(: بابای آبی هم بهش گفته خوشم میاد از بهار، سرش تو لاک خودشه و شخصیتش خیلی محکمه (: همین. اینا باشه به جای اون حرفای خواهر که سعی داره قلبمو خراش بده ..

چه خوبه آدم انقد گند اخلاق نباشه که فقط به خودش فکر کنه. ینی اینطوری نباشه که یه موقعیت قشنگ رو بخاطر یه حرف، برای بقیه خراب کنه. این اخلاق گوه رو ازش متنفرم. از آدمایی که نمیشه بهشون گفت بالای چشمت ابرو، بیزارم. از اونا که از هرحرف ساده داستان درست میکنن و قهر میکنن عوقم میگیره. انقدر خودخواه هستن که در لحظه فقط حال خودشون براشون مهمه. خب آخه بی شعور، کلی آدم دیگه هم هستن اونارم در نظر بگیر. یه مهمونی رو به گند میکشن، شب کلی آدم رو خراب میکنن، فقط برای یه حرف که یکی زده یا یه حرکت که پیش اومده. خب اون عقل نداشته تو بکار بنداز بزار بعدا به حساب اون آدم برس. آیا انقدر نفهمی که متوجه نمیشی بقیه هم بخاطر اخلاقه گوهه تو باید ناراحت بشن؟ وجدان و درک و شعور و چی بگم دیگه بهش. هیچی ندارن این افراد. به خودتون بیایید. فقط هیکل بزرگ کردن.