و خیلی چیزای دیگه که باید روز و شبو باهاش پر کنم
ادامه کتاب آدری رو خوندم و چقدر دلم خواست جاش بودم. واقعا همه چی تمام بوده باوجود سختی های زندگیش. جنگ، تنهایی، یه پدر که ولشون میکنه، قحطی... فقط باید بخونید درباره زندگیش تا بفهمید.
یه بازی خارجیه که توش یه کاریو باید سرعتی انجام بدی. مثلا مثلث هارو بریزی اونور، مربع ها این ور. سرعت و دقت بالا میخواد. من تو این بازی خیلی حرفه ای شدم.
تازه فهمیدم اینکه پایتخت و پرچم کل کشورا رو بلدم، برای بقیه جالبه. قبلش فک میکردم یه چیز بیهودس ولی گویا بدم نیست. استقبال شد :)
انگلیسی رو باید از توی همون اپ همیشگی بخونم که تمام قفل هاشو باز کردم. فقط اینکه باید از واژگان کتابها شروع کنم. کل کتابای دنیارو هم داره لعنتی. فک کنم اینارو حفظ کنم دیگه استاد زبان بشم :| چون خیلیییی زیادن.
یه سایت انگلیسی هست درباره جغرافیا و طبیعت و مراسم و مردم و اینا. خیلی دوسش دارم جالبه واسم. میرم جمله جمله ترجمه میکنم میخونم. سخته ها ولی حال میده.
همینا