آبی 🩵

يعاملني بطيبة وإحساس

با من با احساس و مهربانی رفتار میکنه

يدلعني قدام الناس

جلو مردم نازمو میکشه

بيعرف إني رومانسية

اون میدونه که من یه دختر رمانتیکم

بيلعب على الوتر الحساس

و به احساساتم توجه میکنه

يدوب روحي يدوبني

روح و‌‌ روانم‌ رو به وجد میاره

في كل زيارة بيعجبني

تو هر ملاقاتی ازم تعریف میکنه

ونظرات عينه خلتني

بهم اعتماد به نفس میده

♥️

یکصد سال تنهایی

آقا، سریال صد سال تنهایی ساخته شد (: تازه فصل اولش اومده و پنج سال طول کشیده تا ساختنش. فوق العاده اس.‌ مث کتابش. انقدر خوشحالم که حد نداره. عاشق رمان های کلاسیکم. تو کتابخونه من ٩٠% کتابها، رمان های کلاسیک و چند جلدی هستن. خلاصه که اشتراک زر فیلم بگیرید و لذت ببرید ازین اثر فاخر.

راجع به امتحان امروز بهتره حرف نزنم ولی مفید بودم. چرا که خودمو بازخواست کردم. از فردا به روال قبل برمی گردم. کتاب فیلم و کارای دیگه سرجاش. درس سرجاش. کلی برنامه تو سرم دارم. الان باید رمان دن کیشوت ترجمه محمدقاضی رو پیدا کنم و سفارش بدم.

🌼

خب اولین امتحان رو با آفتابه رفتم فقط امید دارم که قبول بشم نمره پیشکشم. از دیشب تا حالا نخوابیدم. ولی کیف داد خوندن این درس جذاب. خیلی دوسش داشتم. کلا همه درسهامون خیلی قشنگن. خیلی وقت بود بیرون از شهر رانندگی نکرده بودم. موزیک با صدای بلند، اتوبان خلوت و بوی زمستون (: حس خوبی داشتم. برگشتنی رفتم گلخونه واسه مامان یه گیاه خوشگل خریدم که گلهای زرد دلبر داره. پر از غنچه باز نشده هم هست. پسره گفت اینا بزودی باز میشن. گلدون خانوم رو نشوندم بغل خودم رو صندلی و تا خونه باهاش حرف زدم که با ما آشنا بشه. راستی برای خواهر، که دیگه مادر شده هم یه هدیه گوگولی گرفتم. شب خواهر اینا میان واسه شام اینجا. آبی هم هست. آبی صبح زنگ زده به مامانم تبریک گفته. خواهر اینا واسه مامانم هدیه گران قیمت خریدن و شب سوپرایزش میکنن. ولی خب وسع من در همین حد بود (: یه ماچ و یه گلدون خانومِ زرد که خیلی معذبه فعلا اینجا (: