62
خوابم نمیبره :|
دارم به این موضوع فکر میکنم که آدم چقدر باید رو خودش کار کنه، به چه مرحله ای از زندگی باید برسه، که دیگه واقعا نظر بقیه واسش مهم نباشه؟ منظورم حرفای منفی نیست فقط. بلکه حتی حرفای مثبت هم به یک طرفش باشه. اگه از من بپرسن، میگم بهترین ورژنی که از خودم انتظار دارم، همچین چیزیه.
چون مثلا ما وقتی خیلی واسمون مهمه که نظر بقیه چیه، سعی میکنیم خیلی چیزارو نشون بقیه بدیم. چون واسمون مهمه که از نظر بقیه چجوری بنظر بیایم. ولی آخه چرا؟ چرا ینفر باید به بقیه نشون بده که الان شمالِ؟ یا الان داره چی میبلعه؟ یا شوهر مارمولکش چی واسش خریده؟ ببین تا حدی قابل قبوله ها. مثلا عکس از طبیعت یا جای تاریخی و دیدنی، معرفی حساب میشه. یا گاهی یه عکس خوب یه حس خوب منتقل میکنه که با خودت میگی: عه منم باید حتما برم این شهر.
ولی شورشو در آوردیم. تو همه چی. هرکس تو یه زمینه ای. منم گاهی دلم میخواد نشون بدم رابطه خوبی دارم. یه استوری عاشقونه میگذارم. ولی خیلی کم. خدایی شاید ماهی یبار. یا یکی همش سعی میکنه نشون بده خیلی سرش تو کتاب و درسه. یا سر هر مناسبت، زن و شوهر و بچه میرن آتلیه و عکس میگیرن و پست میکنن. واقعا مسابقه ی کی خوشبخت ترِ و به کی داره بیشتر خوش میگذره و کی انتخابش تو همسر درست تر بوده، راه انداختیم.
یه تولد رفتیم چندماه پیش. از اول تا آخر مراسم، مادر بچه داشت فیلم و عکس میگرفت. دهن همه رو صاف کرده بود. نمیذاشت بچه شادی کنه، برقصه راحت. همش مث زامبی دنبالش بود با گوشی. مگه ما قبلا تولد میگرفتیم بهمون خوش نمیگذشت؟ مگه یادگاری ازش باقی نموند؟ چرا دیگه. حالا یه عکس از کیک و بچه بگیر. یکیم دسته جمعی بگیر تمومش کن. چند روز بعدم دیدم همه عکسا و کلیپ ها روادیت کرده گذاشته اینستا. خیلی خیلی عجیب غریب شدیم.
واقعا دلم میخواد به جایی برسم که برای دل خودم زندگی کنم. یه دوربین عکاسی بخرم و لحظه هامونو ثبت کنم. چاپ کنم بزارم توی آلبوم و تو دورهمی های خودمون مرورش کنیم و کیف کنیم. مث قدیما. دلم میخواد برام مهم نباشه که یه مشت غریبه و آشنا بدونن که عشقم واسم یه شاخه گل خریده! یا امشب باهم کافه بودیم و شبم پیتزا خوردیم. دلم میخواد اصن یادم بره که چیزی به اسم فضای مجازی هست. دلم میخواد هیچیو با هیچی مقایسه نکنم. دلم میخواد ساده و بی اهمیت بمونم