من نباید وارد این بازی میشدم. نباید. فرسودگی و سایش روحی انتظار منو میکشه. مگر اینکه قبل ازینکه خیلی دیر بشه خودمو از بازی بکشم بیرون. حالا که آبی هم نمیخواد ریسک کنه، و اگر میخواست میکرد، منم باید فاصله بگیرم. اما هنوز در خودم نمیبینم. هرچند دارم یه کار بسیااااار بد در حق خودم میکنم، اما به حرف آبی گوش میدم که گفت: بمن اعتماد کن و این حرف منو گوش کن. اینجوری ادامه دادن بهتره.

خدایا... راه نجات چیه..