دوتا دختر خانوم کار نابلد، چهاربار رگم رو پاره کردن. بهش میگم از روی دستم خون بگیر، میگه روی دست خیلی درد داره دلم نمیاد. آخرش مجبور شد همینکارو بکنه و نگم که چقدر درد کشیدم وقتی سوزن رو توی استخونم میچرخوند. بمن گفت بد رگی. اونم دستای من که پر از رگه‌. حتی روی انگشتام رگ دارم. پدر دستم رو درآوردن و آخرش گفت من دیگه سوزن تو دست این دختر فرو نمیکنم. رفت با ارشدشون اومد اونم با یه اشاره خون گرفت و رفت |: واقعا این حق الناس نیست؟ دست راستم بنفش شده و ورم کرده نمیتونم تکونش بدم.

از ۱۲ دیشب تا ۴ بعد از ظهرامروز، حتی یه قطره آب نخورده بودم. یه لحظه رو پام ننشستم. واقعا عذاب کشیدم. کلی تلاش کردم بتونم بیمه رو تاییدیه بگیرم بلکه هزینه هام کمتر بشه و خب، نشد. قبول نکردن. واقعا عدالت نیست. پدر من اینهمه سال حق بیمه پرداخت کرده و الان هرچیزیو بهانه میکنن که هزینه ندن. توف..

وسط کارام کلی مخفیانه گریه کردم. دلم شکست. هم سخت بود و گرسنه و خسته بودم، هم از تحمل رنج هایی که باعثش خودم نبودم قلبم درد گرفته بود. تازه شام آوردن و یکم آروم شدم. نمیدونم فردا چی بشه. کاش نتیجه اونقدر خوب باشه که بگم می ارزید. کاش