۱) اگر میخوای یه چیزی رو داشته باشی، یا یه کاری رو انجام بدی، یه سوال جدی از خودت بپرس. من واقعا میخوام اینکارو انجام بدم چون خودم دوست دارم؟ یا میخوامش چون دوست دارم دیگران ببینن که من انجامش دادم؟ من میخوام فلان چیزو داشته باشم چون خودم دوست دارم؟ یا میخوامش چون دوست دارم دیگران ببینن که من دارمش؟ صادقانه جواب بده به خودت. خودت ملاک هستی یا دیگران؟ برعکسشم هست. بیشتر وقتا، من دلم میخواد یه کاری انجام بدم ولی نمیدم. چون نمیخوام فلان آدم ببینه که من انجامش دادم. یا فلانی بدونه که من اینکارو کردم. همه چی حول محور نظر دیگران میچرخه‌ یا خودم؟

من که خیلی وقته تلاش کردم فقط خودم تاثیرگزار باشم روی کارهام و روی انتخاب هام. گاهی میگفتم اینو ننویسم یا نگم چون دیگران میفهمن شکست خوردم یا ضعیفم یا ... و الان میگم مهم نیست. من دلم میخواد، پس انجامش میدم. اگر کاریو که دلم میخواد انجام دادم و اشتباه کردم، طوری نمیشه. اما اگر انجام ندم، بعدا همش خودخوری میکنم که اگر انجامش میدادم چی؟ شاید خوب میشد! نزار حسرت چیزی به دلت بمونه.

۲) جف کلر میگفت اون کاری که ساعتها میتونی انجامش بدی بدون اینکه به ساعت نگاه کنی و خسته بشی، شغل مورد علاقته‌. اگه سرکاری و مدام دوست داری بری خونه، اگه همش نگاهت به ساعت و گذر زمانه، ینی جای درستی نیستی. اون کار مورد علاقت نیست.

با توجه به این حرف، شغل مورد علاقمو پیدا کردم و خب باید براش تلاش کنم. البته که خیلی وقته پیداش کردم و دارم پیش میرم. تدریس! اونم تو دانشگاه. بررسی و تحقیق کردم. شدنیه‌.

۳) در حال حاضر از خودم راضی نیستم‌.

یه فیلم دیدم امشب به نامِ چرا گریه نمیکنی؟ داستانش متفاوت بود ولی به شدت مسخره. حالا کاری به اینا ندارم. فقط یه چیزیش واسم جالب بود. طرف گوشیشو انداخته بود دور. بدون گوشی تردد میکرد زندگی میکرد و اصلا واسش چیزی مهم نبود. همه نگرانش میشدن و میومدن خونه ش و پیگیرش بودن و فلان. واقعا ما اگه گوشیمون رو بندازیم دور چی میشه؟ حالا گوشی رو نه، اصلا بدون نت دنیا چه شکلیه؟ میمیریم؟ فراموش میشیم؟ یا آروم تریم؟ بهتریم؟ بدون نت ما چی داریم؟ چطور سرگرم میشیم؟ دلم میخواد در سال، حداقل مثلا دو سه ماه امتحان کنم و بدون گوشی و نت زندگی کنم. تراوشات ذهنم نصفه شب :|